برچسب:
نویسنده: سام شریعتی
و دنیا...
معرکه ای شده...
برای پرتاب حواس...
و حواس
آماده تا پرت شوند
به دور تر از آنچه که دور پنداری...
و دنیا معرکه ای شده
برای بازگرداندنت
به آنجا که
حواست را گذاشته و خود را پرت کرده ای
به دور تر از آنچه که دور پنداری...
به نزدیکتر از آنچه که نزدیک پنداری...
پنداری؟
.
.
.
پ.ن: در راه اهواز...
برچسب:
نویسنده: سام شریعتی
#لند_آف_اپورچونیتیز
مشکل از آنجایی شروع شد
که…
عکس های دسته جمعی
جای خود را
به سلفی داد!
یاد گرفتیم #فقط خود را ببینیم!
پ.ن: دید کلی داشته باشیم...
کل را فدای جزء نکنیم که جزء را هم فدا کرده ایم!
برچسب:
نویسنده: سام شریعتی
از این وضع خسته شده ام!
چه در این صفحه...
چه در صفحات دیگر
چه بیرون از این دفتر مجازی!
اینجا...
من نوشتم... شما نخواندید...
باید تغییری بدهم!
مثلا...
شما بنویسید... من نمیخوانم...
یا حتا
من نمینویسنم... شما بخوانید!
این جالب تر شد...
یالیلا!
برچسب:
نویسنده: سام شریعتی
گیر کرده ام بین یک مشت الفاظ زخمت و سنگین…
و ذهنم خسته تر از همیشه…
افکارم نیاز به آغوشی دارد
تا در تلاطم امواج...
کمی به آب بزند…
آنقدر عمیق که دلم هم دریایی شود…
دلم هم به آب بخورد!
کجایی لیلی؟
جنون به تنهایی مجنون را نمیکشد!
نگاهت نیاز است!
نفس های آخر افکارم است!
برچسب:
نویسنده: سام شریعتی
نشسته ام به تماشای رفتنت...
برو دیگر...
تا به کارهایم برسم
مثلا انتظار بازگشتت!
برچسب:
نویسنده: سام شریعتی
برچسب:
نویسنده: سام شریعتی